محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
45
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
پيش رويش مىنهاد ، كارگر نمىافتاد . يك بار پيكرهء پدرش يعقوب را ديد كه انگشت به دندان مىگزد و او را از اين كار زنهار مىدارد . سودى نبخشيد . ديگر بار لوحههايى ديد كه آياتى از قرآن - آرى قرآن - بر آنها نوشته بود و او را از چنين پلشتىها پرهيز مىداد ، باز هم كارگر نيفتاد و ديگر بار . . . تا سرانجام خداوند جبرئيل را فرستاد كه بندهء من را درياب و او آمد و ناگزير شد مشتى به سينهء يوسف بكوبد و او را از اين كار بازدارد . آرى ياوهها و افسانههايى از اين دست ، يك پارچه بىپايه و برساخته و يك سره دروغ و گزافه . « 1 » بيشترين مفسران در تفسير « لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها - آن زن آهنگ يوسف كرد و يوسف نيز آهنگ آن زن كرد . . . » گفتهاند : كه آن زن با رفتار خويش آهنگ يوسف كرد و يوسف تنها در دل آهنگ آن زن كرد [ بىآنكه براى انجام دادن اين آهنگ نفسانى و درونى گامى بردارد و كارى بكند ] ، زيرا بىدرنگ نشانى خدايى ديد و از آن روى آنچه را در دلش گذشته بود . دنبال نكرد . در اينباره صاحب تفسير المنار راى و نظر مفسران را نپذيرفته ، و فخررازى گفته است : « همّ » به معنى درآمدن انديشه و آهنگى در خاطر است . به معنى خواست دل و خواهش طبع نيز هست ، مانند شخص روزهدارى كه در گرماى تابستان آبى گوارا مىبيند ، دلش مىخواهد و نفسش مىپسندد كه آن را بنوشد ، اما دينش او را از نوشيدن آن باز مىدارد . يوسف نيز نفسش كامجويى از آن زن را مىپسنديد ، اما دينش او را از آن بازداشت . « 2 » ابوحيان نيز گفته است : در اين باره كسانى چيزهايى را به يوسف نسبت دادهاند ، كه از مردمان هرزه نيز بسيار دور مىنمايد ، تا چه رسد به پاك دامن پيراستهاى چون يوسف . و من چنين مىپندارم كه اصلا آهنگ و ميلى از سوى يوسف انجام نگرفت ، زيرا ديدن آن نشان خدايى ، راه را بر چنان همّ و آهنگى بربست . « 3 » و ابى سعود گفته است : مقصود از همّ و آهنگ يوسف ، همان ميل درونى و نفسانى است كه در نهاد هر انسانى نهفته است ، و نه قصد و آهنگ يوسف براى درآميختن با آن زن ، زيرا همين كه يوسف در پاسخ آن زن گفت پناه بر خدا ! و چنين كارى را ستم و ناسپاسى شمرد و گفت ستمگران رستگارى ندارند ، خود آشكارا نشان مىدهد كه او به هيچ رو آهنگ
--> ( 1 ) . فى ظلال القرآن ، 4 / 1981 . نيز بنگريد به : تفسير سنفى ، 2 / 217 ؛ تفسير طبرى ، 16 / 33 - 48 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 308 - 309 ؛ تفسير قرطبى ، 3391 - 3398 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 337 - 338 ؛ تاريخ ابن اثير ، 1 / 80 - 81 . و شگفت اين كه هيچ يك از اين گزافهها در تورات نيامده است ، چنان كه داستان كامخواهى زن عزيز در سفر پيدايش ( 39 : 7 - 20 ) آمده است . ( 2 ) . تفسير فخررازى ، 18 ، 119 . ( 3 ) . تفسير البحر المحيط ، 5 / 295 .